زمان روی لحظه ی غمگین رفتنت متوقف شد

ساعت ۵ ماند

ساعت ۵ می ماند

من هنوز در همان لحظه ایستاده ام

رو به رفتنت

رو به راه بی رحم عبور

آرام می روی و آرام ذوب می شوم

رو به رفتنت ایستاده ام

با اشک های تلخ و غم انگیزی که روی صورتم سیل به راه انداخته اند

آرام آرام دور می شوی

آرام آرام محو می شوم

چقدر برای لحظه ای که رفته ای شعر سروده ام

چقدر دفترم میان شعر های غمزده غرق است

هنوز اما رو به رفتنت

در همان ساعت ۵

رو به همان اندوه تلخ تنها ایستاده ام...